درسهایی از قرآن
انواع مدل های روز مانتو شیک ایرانی دخترانه و زنانه
درسهایی از قرآن موضوع: نقش وقف در آبادانی دنیا و آخرت
تاریخ آغاز:1393/10/25
تاریخ پایان:1393/11/01
دانلود پرسشنامه ها و آزمون های روانی استاندارد
داستان آموزنده جدید, بسیار زیبا و جالب
تلاوت آنلاین قرآن توسط قاریان مشهور جهان
پاسخ کلیه مسابقات درسهای از قرآن
ش

ادامه مطلب
تاریخ: جمعه 26 دی 1393برچسب:درسهایی از قرآن با موضوع نقش وقف در آبادانی دنیا و آخرت 93/10/25,
ارسال توسط مهدی
درسهایی از قرآن
انواع مدل های روز مانتو شیک ایرانی دخترانه و زنانه
درسهایی از قرآن موضوع: نیاز بشر به بعثت پیامبران
تاریخ آغاز:1393/10/18
تاریخ پایان:1393/10/24
دانلود پرسشنامه ها و آزمون های روانی استاندارد
داستان آموزنده جدید, بسیار زیبا و جالب
تلاوت آنلاین قرآن توسط قاریان مشهور جهان
پاسخ کلیه مسابقات درسهای از قرآن

پاسخ سوالات درسهایی ازقرآن 18/10، سوالات درسهایی ازقرآن 18/10/93، درسهایی ازقرآن 18/10/93، پاسخ درسهایی ازقرآن 18/10/93، جواب درسهایی ازقرآن 18/10/93، متن درسهایی ازقرآن 18/10/93، درسهایی از قرآن 18/10/93، جواب درسهایی از قرآن 18/10/93، پاسخ درسهایی از قرآن 18/10/93، سوالات درسهایی از قرآن 18/10/93
ارسال توسط مهدی
نیاز بشر به بعثت پیامبران
تاریخ پخش: 18/10/93
بسم الله الرحمن الرحیم«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»
این بحث شب جمعهای پخش میشود که شب تولد پیغمبر اسلام و امام صادق(ع) هست. هفده ربیع! پیغمبر ما صفاتی دارد که هیچ پیغمبری ندارد. یکی از صفتهای پیغمبر این است که «وَ ما أَرْسَلْناکَ إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعالَمین» (انبیا/107)تابلوی ما رحمة للعالمین است. حالا گاهی طالبان، گاهی داعش و گاهی و گاهی به اسم دین، به اسم «لا اله الا الله» به اسم پرچم اسلام بدترین جنایتها و وحشیترین کارها را میکنند، این همان است که امام یکوقتی میفرمود: اسلام محمدی و اسلام آمریکایی، (صلوات حضار) وگرنه پیغمبر ما رحمة للعالمین است.
1- پیامبر، مایه رحمت برای جهانیان
یوسف خیلی بزرگوار است. یک باره ده برادر را بخشید. روز فتح مکه به پیغمبر گفتند: میخواهی با ما چه کنی؟ گفت: یوسف ده برادرش را بخشید، من کل مردم مکه را بخشیدم. خاک روی سرم ریختید، سنگم زدید، دین ما رحمة للعالمین است. هیچ ربطی به این افرادی که مثل گوسفند سر انسان را میبرند هیچ ربطی ندارد. ما در نماز چند مرتبه کلمهی «رحم» میگوییم. هر مسلمانی واجب است نماز بخواند. هر شبانه روز هفده رکعت است. هفت رکعت را ما اجازه داریم سبحان الله والحمدلله بگوییم. ده رکعتش را باید حمد و سوره بخوانیم. دو رکعت صبح، ظهر، عصر، مغرب و عشا، رکعت اول و دوم هم همینطور است. در حمد و سوره شش بار کلمه رحم گفته میشود. میگوییم: بسم الله الرحمن الرحیم! دوباره بعد از الحمدلله رب العالمین، باز میگوییم: الرحمن الرحیم! باز برای «قل هو الله» میگوییم: «الرحیم». ده شش تا: شصت تا. یک مسلمانی که روزی شصت مرتبه میگوید: رحم، رحم، رحم، رحم، رحم، رحم! این میتوانی داعشی باشد؟ هیچ کجای اینها به هیچ جای اسلام نمیخورند و ما باید مواظب باشیم که پیغمبر را درست بشناسیم. «وَ ما أَرْسَلْناکَ إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعالَمین»
تولد پیغمبر را به همه تبریک میگوییم. عید بزرگی است. برای روز میلاد عبادتهایی هست که در مفاتیح هست. از جمله روزه که ثواب یکسال عبادت دارد. روزه الآن خیلی آسان است. چون روزها کوتاه است. حیف است آدم بتواند روزه بگیرد و نگیرد. مزید بر علت تولد امام صادق هم در همین تولد پیغمبر با فاصلهی صد سال قرار گرفته است.
انسان نیاز به پیغمبر دارد یا نه؟ یک بحث کلی برای بچهها کنیم. بزرگها میدانند.
ادامه مطلب
ارسال توسط مهدی
قرآن کریم، مایه شفا و سلامت روح
تاریخ پخش: 11/10/93
بسم الله الرحمن الرحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»
یک آیهای در قرآن داریم، من میخواهم این آیه را تا آنجا که عقلم رسیده باز کنم. آیه این است که «وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاء» (اسراء/82) میگوید: قرآن شفاست. یعنی چه که قرآن شفاست؟ یک بحثی راجع به این داشته باشیم.
1- آمادگی پذیرش، شرط دریافت شفای قرآن
قرآن شفاست. آیه این است که «وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاء لِلْمُؤْمِنین» است. اگر کسی ایمان داشته باشد، شفاست. مثل اینکه میگوییم هرکس استکان بیاورد، چای میدهیم. شیر و شربتش میدهیم. ولی به شرطی که استکانش را از این طرف بگیرد. اگر کسی استکانش را از این سمت گرفت... آب دریا فرو میرود منتهی به شرطی که مثل توپ دربسته نباشد. اگر یک توپ دربستهای را در دریا بیاندازند، با اینکه دریا اینقدر آب دارد یک قطره آب در توپ فرو نمیرود. گیر در دریا نیست، این در را روی خودش بسته است. اگر در باز بود آب نفوذ میکند. افرادی هستند «صُمٌّ بُکْمٌ عُمْیٌ» (بقره/18) «یَجْعَلُونَ أَصابِعَهُمْ فی آذانِهِم» (بقره/19) پیغمبر میگوید: بعضی چنین میکردند. خوب اگر توپ درش را بست، خوب آب نمیرود. اگر لیوان را درست بگیری آب میکنند. «وَ لا یَزیدُ الظَّالِمینَ إِلاَّ خَسارا» (اسراء/82)
روایت هم داریم که «فَإِذَا الْتَبَسَتْ عَلَیْکُمُ الْفِتَنُ کَقِطَعِ اللَّیْلِ الْمُظْلِمِ فَعَلَیْکُمْ بِالْقُرْآن» (کافی/ج2/ص599) اگر فتنهها به شما رو کرد، اگر گیج شدید که نمیدانید چه کنید، قرآن شما را هدایت میکند که چه باید بکنید. حالا یک کلیاتی من در این زمینه خدمت شما بگویم. صلواتی بفرستید. (صلوات حضار)
2- نام برخی بیماری های روحی در قرآن
در قرآن آیاتی داریم میگوید: «فی قُلُوبِهِمْ مَرَض» (مائده/52) در مقابل شفا، بیماری است. آنوقت مرض را خود قرآن معنا کرده است. مثلاً گفته: شناخت امراض روحی! یکی این است میگوید: «فی قُلُوبِهِمْ مَرَض» اینها روحشان بیمار است. میگوییم: چه کرده؟ میگوید: 1- «یُسارِعُون فیهِم» خیلی خودش را در دل آمریکا میاندازد. در دل یهود میاندازد. در دل مسیحیت میاندازد. یعنی دلش، عقربکش، روی ماهوارهاش گره خورده است. میگوید: کسی که راه حق را رها میکند به سمت باطل میرود، این بیمار است. «فی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ یُسارِعُونَ فیهِم»
جای دیگر میگوید: «فی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ» میگوییم: چه مشکلی دارد؟ میگوید: «نَخْشى أَنْ تُصیبَنا دائِرَة» (مائده/52) یعنی میترسیم به ما سختی برسد. آدمهای ترسو!
جای دیگر که میگوید: «فی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ» میگوید: «فَیَطْمَعَ الَّذی فی قَلْبِهِ مَرَض» (احزاب/32) هوسباز و عیاش! به خانمها میگوید: طوری حجاب نداشته باشید که آدمهای عیاش و چشمهای کذایی دنبال شما راه بیافتند. به آنها هم گفته: «فی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ».
یکجا میگوید: «أَمْ حَسِبَ الَّذینَ فی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ أَنْ لَنْ یُخْرِجَ اللَّهُ أَضْغانَهُم» (محمد/29) کینه! کینهدار! «فی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ» میگوید: «مَاذَا أَرَادَ اللَّـهُ بِهَـذَا مَثَلًا» (مدثر/33) بهانهگیر! اینها نمونههایی است که در قرآن بعد از «فی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ» آورده است. یکجا میگوید: «فی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ» میگوییم: چرا؟ میگوید: ترسو است. یکجا میگوید: کینه دارد. حالا یک کسی ظلمی کرده است، او را ببخش! میگوید: نه من از او نمیگذرم! کینهای است. «فی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ» چه کرده؟ خودش را میخواهد به شرق و غرب وصل کند و حاضر نیست روی پای خودش بایستد. یک مثلی که میزنند میگوید: خدا چرا این مثل را زد؟ چرا یک مثل دیگر نزد!؟ اینها نمونههای بیماریهای قلبی است که کنار«فی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ» بود.

ادامه مطلب
تاریخ پخش: 11/10/93
بسم الله الرحمن الرحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»
یک آیهای در قرآن داریم، من میخواهم این آیه را تا آنجا که عقلم رسیده باز کنم. آیه این است که «وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاء» (اسراء/82) میگوید: قرآن شفاست. یعنی چه که قرآن شفاست؟ یک بحثی راجع به این داشته باشیم.
1- آمادگی پذیرش، شرط دریافت شفای قرآن
قرآن شفاست. آیه این است که «وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاء لِلْمُؤْمِنین» است. اگر کسی ایمان داشته باشد، شفاست. مثل اینکه میگوییم هرکس استکان بیاورد، چای میدهیم. شیر و شربتش میدهیم. ولی به شرطی که استکانش را از این طرف بگیرد. اگر کسی استکانش را از این سمت گرفت... آب دریا فرو میرود منتهی به شرطی که مثل توپ دربسته نباشد. اگر یک توپ دربستهای را در دریا بیاندازند، با اینکه دریا اینقدر آب دارد یک قطره آب در توپ فرو نمیرود. گیر در دریا نیست، این در را روی خودش بسته است. اگر در باز بود آب نفوذ میکند. افرادی هستند «صُمٌّ بُکْمٌ عُمْیٌ» (بقره/18) «یَجْعَلُونَ أَصابِعَهُمْ فی آذانِهِم» (بقره/19) پیغمبر میگوید: بعضی چنین میکردند. خوب اگر توپ درش را بست، خوب آب نمیرود. اگر لیوان را درست بگیری آب میکنند. «وَ لا یَزیدُ الظَّالِمینَ إِلاَّ خَسارا» (اسراء/82)
روایت هم داریم که «فَإِذَا الْتَبَسَتْ عَلَیْکُمُ الْفِتَنُ کَقِطَعِ اللَّیْلِ الْمُظْلِمِ فَعَلَیْکُمْ بِالْقُرْآن» (کافی/ج2/ص599) اگر فتنهها به شما رو کرد، اگر گیج شدید که نمیدانید چه کنید، قرآن شما را هدایت میکند که چه باید بکنید. حالا یک کلیاتی من در این زمینه خدمت شما بگویم. صلواتی بفرستید. (صلوات حضار)
2- نام برخی بیماری های روحی در قرآن
در قرآن آیاتی داریم میگوید: «فی قُلُوبِهِمْ مَرَض» (مائده/52) در مقابل شفا، بیماری است. آنوقت مرض را خود قرآن معنا کرده است. مثلاً گفته: شناخت امراض روحی! یکی این است میگوید: «فی قُلُوبِهِمْ مَرَض» اینها روحشان بیمار است. میگوییم: چه کرده؟ میگوید: 1- «یُسارِعُون فیهِم» خیلی خودش را در دل آمریکا میاندازد. در دل یهود میاندازد. در دل مسیحیت میاندازد. یعنی دلش، عقربکش، روی ماهوارهاش گره خورده است. میگوید: کسی که راه حق را رها میکند به سمت باطل میرود، این بیمار است. «فی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ یُسارِعُونَ فیهِم»
جای دیگر میگوید: «فی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ» میگوییم: چه مشکلی دارد؟ میگوید: «نَخْشى أَنْ تُصیبَنا دائِرَة» (مائده/52) یعنی میترسیم به ما سختی برسد. آدمهای ترسو!
جای دیگر که میگوید: «فی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ» میگوید: «فَیَطْمَعَ الَّذی فی قَلْبِهِ مَرَض» (احزاب/32) هوسباز و عیاش! به خانمها میگوید: طوری حجاب نداشته باشید که آدمهای عیاش و چشمهای کذایی دنبال شما راه بیافتند. به آنها هم گفته: «فی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ».
یکجا میگوید: «أَمْ حَسِبَ الَّذینَ فی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ أَنْ لَنْ یُخْرِجَ اللَّهُ أَضْغانَهُم» (محمد/29) کینه! کینهدار! «فی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ» میگوید: «مَاذَا أَرَادَ اللَّـهُ بِهَـذَا مَثَلًا» (مدثر/33) بهانهگیر! اینها نمونههایی است که در قرآن بعد از «فی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ» آورده است. یکجا میگوید: «فی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ» میگوییم: چرا؟ میگوید: ترسو است. یکجا میگوید: کینه دارد. حالا یک کسی ظلمی کرده است، او را ببخش! میگوید: نه من از او نمیگذرم! کینهای است. «فی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ» چه کرده؟ خودش را میخواهد به شرق و غرب وصل کند و حاضر نیست روی پای خودش بایستد. یک مثلی که میزنند میگوید: خدا چرا این مثل را زد؟ چرا یک مثل دیگر نزد!؟ اینها نمونههای بیماریهای قلبی است که کنار«فی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ» بود.
3- غفلت از خدا، عامل ارتکاب گناه


ادامه مطلب
ارسال توسط مهدی
آخرین مطالب